اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قل اعوذ برب الفلق* من شر ما خلق* و من شر غاسق اذا وقب* ومن شر النفاثات فی العقد* ومن شرحاسد اذا حسد*
انا اعطیناک الکوثر* فصل لربک وانحر* ان شانئک هوالابتر*
صدق الله العلی العظیم
راز کسب درآمد

پول ، پول ، پول ، پول ، پول
حکایت یک انسان
ریشة ھمھ بدی ھا
چگونھ پول در می آورید ؟
چھ می شد اگر راھی وجود داشت...... ؟
حرفة فروش از طریق بازاریابی شبکھ ای
فروش از طریق بازاریابی شبکھ ای

راز ثروتمندان
چگونھ در بازاریابی شبکھ ای ، پول در می آورید ؟
گام بعدی در تکامل اقتصاد آزاد
آنچھ در بازاریابی شبکھ ای برای شما امکان پذیر است

پیشگفتار
زمانھ ، تغییر کرده است . دوره مشاغل ثابت و مادام العمر ، سپری شده است . ھر روز شاھد اخراج بسیاری از کارگران و کارمندان ھستیم . سؤالی کھ امروز فکر جوانان ما را بھ خود مشغول کرده ، این است کھ : (( آیا دیگر می توان بھ چتر حمایتی دولت ھا اعتماد کرد ، در حالی کھ آنھا خود در ھزار توی ھزارۀ جدید گم شده اند ؟! )) طرح این سؤال ، کاملاً طبیعی است . ما دیگر نمی توانیم بھ سیاق پدرانمان زندگی کنیم . آنھا بازماندگان صنعتی ھستند و ما فرزندان عصر اطلاعات !
از خصوصیات بارز این عصر ، تغییرات سریع و غیره منتظره آن است . ھیچ کس قادر نیست حتی آیندۀ نزدیک را پیش بینی کند . ھماھنگی با این ھمھ تغییرات ، در تمامی زمینھ ھای زندگی بھ افرادی مبارزه طلب و ثابت قدم نیاز دارد . تربیت چنین افرادی را دیگر نمی توان بھ مدارس و دانشگاه ھا سپرد . چون بارھا امتحان خود را پس داده اند ! امروز دیگر ، ناکارآمدی آموزش ھای دانشگاھی در زندگی روزمره ، بر کسی پوشیده نیست . ھمھ می دانیم دورۀ بازی ھای ایمن ، سپری شده است ، و آینده از آن کسانی است کھ بھ بازی ھای پر خطر تن دھند . در این زمانھ ، بھ آموزش ھایی نیاز داریم کھ ما و بھ ویژه فرزندانمان را برای زندگی در دنیای آینده ، بیمھ کند !
مدرسھ ای کھ درس ھایش ، نھ بھ سبک دوره صنعتی و در جھت پرورش روبات ھای بی فکر ، بلکھ بھ روش عصر اطلاعات ، در جھت پرورش انسان ھایی مبتکر و کار آفرین باشد : مدرسھ بازار یابی شبکھ ای !
بازاریابی شبکھ ای بھ شکل یک بیزینس پر درآمد ، وارد کشور ما شده و بھ ھمین دلیل ، توجھ افراد بسیار زیادی را بھ خود جلب کرده است ؛ اما در آمد ، کمترین چیزی است کھ می توان از این بیزینس جذاب ، انتظار داشت . چرا کھ ما نیز بھ این گفتة ھنری فورد ، عقیده داریم کھ :
بیزینسی کھ بھ جز پول ، چیز دیگری تولید نکند ، بیزینس بی روحی است ! بازاریابی شبکھ ای ، یکی از مؤثرترین و اقتصادی ترین راه ھای دستیابی بھ مالکیت بیزینس ، در آمد مستمر و استقلال مالی در عصر اینترنت است . بازاریابی شبکھ ای چیزی فراتر از یک بیزینس عادی است .
موجی است کھ سوارانش را برای زندگی در قرن بیست و یکم آماده می کند . یک مدرسھ انسان سازی کھ در آن درس ھایی را فرا می گیریم کھ برای زندگی ، بھ ویژه در دنیای آینده ، بدانھا نیاز داریم ، ھمان چیزھایی کھ در مدارس و دانشگاه ھا تدریس نمی شود ! معلمان این مدرسھ ، کسانی ھستند کھ بھ خود بھ سیاق راھبران ، ھمواره در خط مقدم کارزار حضور دارند .
راھبران بازاریابی شبکھ ای ، مربیانی ھستند کھ کارمندان دیروز را ، با چشمانی پف آلوده و شکم ھایی بر آمده ، بھ جنگجویان فردا ، با چشمانی تیزبین و اندامی چالاک ، تبدیل می کنند تا در اقتصاد جھانی آینده ، ایران عزیز ما نیز حرفی برای گفتن داشتھ باشد .
کتابی کھ در دست دارید یکی از آثار بی نظیر جان میلتون فاگ است . او فردی کارکشتھ و مجرب در ھمھ عرصھ ھای زندگی بالاخص بازاریابی شبکھ ای ، ونیز نویسنده کتاب پرفروش (( بھترین بازاریاب شبکھ ای دنیا )) است . او در این کتاب کوچک ، قصد دارد خوانندگان را بھ ساده ترین شکل ممکن با بازاریابی شبکھ ای ، آشنا کند . این کتاب ، بھ ویژه مناسب افرادی است کھ مایلند خیلی سریع ، آشنایی کاملی با این بیزینس 50 سالھ پیدا کنند . شاید در ھیچ جای دیگری نتوانید در این حجم کم ، اطلاعاتی را ، تا این اندازه کامل و مستدل و بھ زبانی ساده بیابید . تمام تلاش ھای گروه آموزشی پیام آوران موج نو در این جھت است کھ با انتقال و ارائھ اطلاعات صحیح درباره بازاریابی شبکھ ای ، این بیزینس استثنایی بتواند جایگاه حقیقی خود را در جامعھ متمدن ایرانی پیدا کند . امیدواریم ترجمھ و نشر این کتاب ، سھمی باشد ، ھر چند اندک ، در فراھم کردن بستری مناسب برای آشنایی بیشتر مردم با این نوع سبک زندگی : سبک زندگی بازاریابی شبکھ ای !

درباره نویسنده :
جان میلتون فاگ ، نویسنده ، سخنران و یک مربی است ، و بھ قول خودش ، فقط خدا می داند کھ چگونھ بھ ھر کدام از این مھارت ھا رسیده است . او دارای مدرک کارشناسی عکاسی از کالج ھنر فیلادلفیا است و تاکنون نجار ، کارگر ، فروشنده ، عکاس ، مدیر بازاریابی یک شرکت غذایی ، مشاور بازاریابی ، نویسندۀ آگھی ، مربّی ، ویراستار و رئیس ھیأت مدیرۀ گروه ھای مختلفی بوده است . او مؤسّس مجلات اَپلاین و نتورک مارکتینگ لایف استایلز بوده کھ البتھ دیگر چاپ نمی شوند و ھمچنین بنیانگذار جامعھ بھترین نتورکر است . بھ علاوه ویراستار مجلّھ موفقیت بوده و تاکنون بیش از 25 نوار و کتاب تھیھ کرده کھ بالغ بر سھ میلیون نسخھ از آنھا فروختھ شده است . او ھم اکنون ویراستار ارشد مجلھ نتورکینگ تایمز است .

پول ، پول ، پول ، پول ، پول .....
در زندگی ، حتماً چیزھایی مھمتر از پول ھم وجود دارد . درست است ، وجود دارد ؛ اما حقیقت دیگری ھم ھست : با پول ، کارھا بھتر پیش می رود . ھمیشھ ھمینطور بوده . ھنر پیشة بزرگ آوازه خوان ، فرانسیس آلبرت سیناترا ، می گفت : (( من ، ھم ورشکست بوده ام و ھم پولدار ، ولی باور کنید ، پولدار بودن بھتر است . )) حق با او بود . او درست می گفت .
سوزان ، حلقة الماسی را کھ از عمھ اش بھ او رسیده بود ، فروخت و من ھم ساعت مچی طلای 18 عیار پدربزرگم را فروختم تا بتوانیم ھزینھ ھای خورد و خوراک و اجاره را بپردازیم . دو تا بچھ داشتیم . کریسمس بود و تمام پولمان تنھا 100 دلار بود ؛ اما امروز ، اوضاع فرق می کند .
ما پول داریم . حالا می توانم ، بدھم دندان ھایم را درست کنند . با بچھ ھایم می توانم بھ اسکی بروم . اگر اتفاق ناگواری بیفتد ، می توانم از پس صورت حساب بیمارستان بربیایم . می توانم بھ راشل ( کھ سیزده سالش است ) ، 500 دلار بدھم تا در بازار ، ھمھ اش را سر خرید لباس بھ باد دھد . برای جانی ( کھ ھشت سال دارد و یک موسیقی دان مادرزاد است ) یک گیتار بخرم. می توانم یک خودروی دودیفرانسیلی نو داشتھ باشم کھ سوزان و بچھ ھا را با خیال آسوده در برف و یخ کوه بالا و پایین ببرد .
می توانم بھ ھاوایی بروم و یک تلویزیون نو و یک دستگاه ویدئو بخرم ، و راحت ، ھزینھ اش را بپردازم و آنقدر بھ مردم ، ھدیھ بدھم تا از پا بیفتم . وای کھ من چقدر عاشق این کارم . اگر فردا مُردم ، می دانم کھ زن و بچھ ھایم ، بقیة عمرشان از نظر مالی تأمین ھستند تصورش را بکنید !
من آزادم .
آزادم کھ پاسخ گو باشم .
آزادم تا خودم را از نظر معنوی ، رشد دھم .
آزادی تا وقتی بچھ ھایم از مدرسھ بھ خانھ بر می گردند ، در خانھ باشم .
آزادم تا کاری را کھ عاشقش ھستم ، انجام دھم .
آزادم تا بر زندگی میلیون ھا نفر ، تأثیر سازنده ای بگذارم .
آزادم تا بگذارم موھایم خیلی بلند شود
آزادم تا آنجایی کھ ممکن است بھترین باشم ، چرا کھ بضاعتش را دارم . من پول دارم .
و می دانم کھ چگونھ شما ھم ، می توانید پولی را کھ نیاز دارید ، بھ دست آورید تا بھترین کسی شوید کھ می توانید .
چھ می شد اگر راھی وجود داشت......
... کھ شما از طریق یک کار حرفھ ای مطمئن ، کسب در آمد می کردید . کاری کھ :
- پول شروع کردنش را داشتید .....
- امکان ھدایت و کنترل خلاقانة فعالیت ھا را بھ شما می داد ......
- فرصتی برایتان پیش می آورد کھ رئیس خودتان باشید ........
- بھ شما این امکان را می داد کھ خودتان تعیین کنید ، پاره وقت یا تمام وقت ، کی ، کجا ، بھ چھ روشی و با چھ افرادی کار کنید .....
- در ضمن ، شما را آموزش می داد و تربیت می کرد .....
- مبتنی بر یک نظام قابل تکثیر بوده و پیشاپیش ، امتحانش را در مورد دھھا ھزار نفر از افراد عادی ، پس داده بود .....
- در آن می توانستید بھ راستی ھر آنچھ را کھ واقعاً شایستگی اش را داشتید ، بھ دست آورید ...
- حتی با شانس کم اما جدیت و سخت کوشی زیاد ، دستیابی بھ موفقیت ھای چشمگیر بھ راستی برایتان میسّر بود . اما راھی وجود دارد . و این کتاب می خواھد چیزی را نشان دھد کھ دقیق اً برای شما ساختھ شده است .
حکایت یک انسان
سال ھا قبل ، یک روز ، جیم و ھمکارانش ، بث ، با ھم ناھار می خوردند . بث با ھیجان زیادی صحبت می کرد . او بھ تازگی در یک بیزینس پاره وقت ، مشغول شده بود و می خواست بھ جیم ھم این فرصت را بدھد کھ بھ او ملحق شود .
جیم ، بث را دوست داشت و احترام زیادی ھم برایش قائل بود ؛ اما در رابطھ با کار بث ، تردیدھای خاص خودش را داشت . راستش را بخواھید ، او بیشتر چیزھایی را کھ بث بھ او گفتھ بود باور نداشت .
جیم جواب داده بود کھ ( باور کردنش خیلی سختھ و تازه وقتش رو ھم ندارم ) . دو تا بھانة خوب کھ بث نمی توانست از آنھا ایرادی بگیرد . بھ این ترتیب جیم ، خیلی مؤدبانھ پیشنھاد بث را رد کرد .
جیم ، مردی باھوش و خلاق بود و در صورت لزوم ، ھرگاه واقعاً نیاز داشت ، می توانست درآمد اضافی مختصری برای خودش دست و پا کند . او چیزھای زیادی دربارۀ بیزینس و سرمایھ گذاری می دانست و گاھی ھم برای بھ دست آوردن پول بیشتر ، کمی مشاوره می داد . او حتی برای دوستانش اظھار نامة مالیاتی تھیھ می کرد . ھرچند ، از انجام این کار متنفر بود ، چارۀ دیگری ھم نداشت .
بھ نظر می رسید ھر زمان کھ پولی داشت و فشاری در کار نبود ، یک دفعھ اتفاقی غیر منتظره پیش می آمد ، مثلاً یک تعمیر ماشین ، کھ 250 دلار بیش از انتظارش برایش ھزینھ داشت ... یا یکی از بچھ ھایش کھ می خواست ورزش جدیدی را شروع کند و باید ھمة تجھیزاتش را می خرید ... یا ھدیھ ای کھ می خواست برای ھمسرش بگیرد اما ھزینھ اش خیلی بیشتر از آن بود کھ بتواند بپردازد . جیم ھمیشھ می گفت : زندگی ھمینھ دیگھ . او مردی فھمیده و منطقی بود . یک روز عصر ، در حالی کھ پشت میزش نشستھ بود ، ناگھان چشمش بھ بروشوری افتاد کھ بث ، در آن روز کھ با ھم ناھار خورده بودند بھ او داده بود . تصمیم گرفت بھ بث زنگ بزند و بپرسد کھ مشغول چھ کاری است . بث واقعاً از شنیدن صدای او خوشحال شد و حتی ھیجان زده تر از زمانی بود کھ آنھا ھمدیگر را برای ناھار ملاقات کرده بودند . او ھمھ چیز را درباره بیزینسش برای جیم توضیح داد . این کھ چقدر این کار ، سرگرم کننده بود .... با چھ افراد خاصی مشغول بھ کار بوده .... چھ احساس خوبی داشتھ از این کھ رئیس خودش بوده .... و نیز وقت آزادی کھ حالا داشت تا در کنار دو فرزندش باشد .
جیم از آن آدم ھایی بود کھ ھمیشھ دو دست داشت یک راست برود سر اصل مطلب . بھ ھمین دلیل ، بی مقدمھ از بث پرسید کھ کارش از لحاظ مالی چطور پیش می رود ؟ وقتی بث پاسخ داد ، نزدیک بود گوشی از دست جیم بیفتد ! بث گفت حدود 10 الی 15 ساعت در ھفتھ _ تقریباً 2 تا 3 ساعت در روز _ کار می کند و ماھانھ ،کمی بیش از 2000 دلار درآمد دارد . در یک لحظھ ، ھمة شک و تردیدھای جیم برطرف شد . حالا دیگر جیم اشتیاق شدیدی داشت کھ بیشتر بداند ! بث توضیح می داد و جیم گوش می کرد . برای روز بعد ، قرار گذاشتند تا دوباره با ھم ناھار بخورند .
این دفعھ ، جیم علاقھ مند بود .
این دفعھ ، گفت کھ وقتش را دارد .
این دفعھ بھ بیزینس بث ملحق شد _ ھمانجا و از ھمان لحظھ .
این روزھا ، جیم از بیزینس خانگی پاره وقتش ، ماھانھ 3000 دلار درآمد دارد . بث ھم ، بھ لطف موفقیت جیم ، توانست از شغل ثابت و ھمیشگی اش دست بکشد . می دانید ، از آنجایی کھ بث، جیم را بھ سازمانش آورده بود ، حالا می توانست یک کار مزد اندک بھ سبب موفقیت جیم و افرادش ، دریافت کند و کار ھفتگی اش ھم چیزی حدود 20 تا 25 ساعت شده، بھ ھمراه یک جلسھ کھ ھر ماه در یک روز شنبھ برگزار می شود .
انجام Full-time ھرچند تنھا کار بث ، بیزنس خانگی اش بود و بھ اصطلاح ، این کار را انجام می دھم .) ( یعنی خودم My-time می داد ؛ اما ترجیح می داد بگوید : ( من این کار را تعیین می کنم کھ در چھ ساعاتی کار کنم ! ) اگر این حکایت ، نظر شما را جلب کرده است ..... اگر فکر می کنید اینجا چیزی وجود دارد کھ می تواند برایتان جالب باشد ... لطفاً بھ خواندن این کتاب ادامھ دھید . از این کار ، لذت خواھید برد .
و اگر علاقھ مند نیستید ...... این کتاب را در گوشھ کناری ، در کشوی میزی بگذارید تا شاید شبی دیر وقت ، درست مثل جیم ، ھمانطور کھ نشستھ اید و از خود می پرسید چگونھ می توانید زندگی ای را کھ ھمواره بھ دنبالش بوده اید ، برای خود بسازید ، تصادفاً دوباره با این کتاب کوچک روبرو شوید .

ریشة ھمھ بدی ھا
آیا این گفتة انجیل را باور دارید کھ : ( پول ، ریشة ھمھ بدی ھاست ؟ ) بیشتر مردم اینطور فکر می کنند . اما برای اصلاح این باور غلط ھم کھ شده ، آنچھ را انجیل واقعاً می گوید ، اینجا می ( 6 : آوریم : ( عشق بھ پول ، ریشة ھمھ بدی ھاست . ) ( تیموتاوس 10 می دانید ، مشکل ، خود پول نیست ، بلکھ دیوانة پول بودن است کھ گرفتاری ھا را بھ باور می آورد . وآیا قبول دارید کھ ھیچ چیز ، بھ اندازه نداشتن پول کافی ، شما را نسبت بھ آن دیوانھ تر نمی کند ؟ جرج بر نارد شاو ، در کتاب اصول انقلابیون این نکتھ را بھ طنز آورده است : (( فقدان پول ، ریشة ھمھ بدی ھاست . )) فکر می کنید حق با اوست ؟
- در ایالات متحده آمریکا _ احتمالاً ثروتمندترین کشور جھان _ 95 درصد از ھمة افرادی کھ در 65 سالگی بازنشستھ می شوند ، مبلغی معادل 2500 دلار یا کمتر ، پس انداز دارند .
- در آمد یک فرد عادی در آمریکا ، سالانھ حدود 500,20 دلار است . در حالی کھ بھای یک 107 دلار است ( بیش از 5 برابر درآمد سالانھ !) ... یک ماشین معمولی نو , خانة معمولی، 400 13 دلار است . , 18 دلار .... و ھزینھ تحصیل در یک دانشگاه متوسط ، سالانھ 742 ,500 ، - ارزش خالص اکثر خانواده ھای آمریکایی ، عملاً منفی است . بھ عبارت دیگر ، اکثر مردم ، بدھی ھایشان بیش از درآمدشان است _ دقیقاً مثل دولت فدرال خودمان .
100 دلار یا بیشتر،بھ عنوان آستانة تأمین , - در حال حاضر،در ایالات متحده ، درآمد سالانھ 000 5 درصد از آمریکایی ھا اینچنین درآمدی دارند . / مالی،در نظر گرفتھ شده است . اما کمتر از 0 عنوان کتاب فوق العاده ای از استوارت وایلد نیز این را بیان می کند کھ : لمِ تسلط بر پول ، داشتن آن است . اما پرسش ھمیشگی و آزار دھندۀ بیشتر مردم ، این است :چگونھ ؟!
چگونھ پول در می آورید ... ؟
در اینجا چندتا از پاسخ ھای مرسوم تر و عامھ پسندتر ، بھ این پرسش را می آوریم ( تنھا مسألھ ، این است کھ این پاسخ ھا اشتباه ھستند ! ) :
- رفتن بھ دانشگاه و سپس یافتن یک شغل
- مالکیت یک بیزینس کوچک
- خرید امتیاز نمایندگی فروش ( فرانشیز )
- برنده شدن در بخت آزمایی
ازمیان ھمة انتخاب ھای بالا ، شاید برنده شدن در بخت آزمایی واقعاً بھترین شرط بندی شما باشد !
ھر ماه بیش از 22 میلیونر جدید در بخت آزمایی ھای ایالتی در سراسر آمریکا ، متولد می شوند 1 میلیون است . / . اما حقیقت این است کھ شانس برنده شدن در یک بخت آزمایی ، حدود یک بھ 7 در حالی کھ رفتن بھ دانشگاه و صاحب حرفھ شدن ، مالکیت بیزینس کوچک ، یا خرید امتیاز نمایندگی ، ھر سھ ، نسبت بھ برنده شدن در بخت آزمایی ، شانس بیشتری برای موفقیت دارند ؛ امّا ھزینھ شرکت کردن در ھر کدام از این بازی ھا ھم ، بھ مراتب بیشتر از یک دلاری است کھ برای خرید یک بلیت بخت آزمایی می پردازید !
برای شخصی کھ بھ حرفھ ای در علوم ، مھندسی ، پزشکی یا حقوق ، دلبستھ است ، یا برای کسی کھ بھ دنبال تحقیق و تدریس است ، دانشگاه ھنوز بھترین انتخاب است . امّا تحصیل در دانشگاه ھر سال گران تر می شود ، و صد البتھ ، ھر چھ دانشگاه بھتر باشد ، ھزینھ ھای زندگی و شھریھ اش ھم گران تر است . واقعیت دیگر ، این است کھ از ھر ده فارغ التحصیل دانشگاھی، نُھ نفر در زمینھ ای کھ در دوران دانشگاه درباره آن آموزش دیده اند ، مشغول بھ کار نیستند .
علی رغم این کھ کارشناسان اقتصادی ، ادعا می کنند کھ امروزه ما در طول زندگی کاریمان ، ھفت یا ھشت حرفھ مختلف را تجربھ می کنیم ؛ امّا تنھا ، تعداد اندکی از فارغ التحصیلان دانشگاھی قادرند 000,50 دلاری را کھ خودشان ( یا والدینشان ) در طی چھار سال یا بیشتر برای تحصیل دانشگاھی ، سرمایھ گذری کرده اند ، در آورند .
در حالی کھ خودتان را دارای امنیت مالی و ثبات شغلی می دانید ؛ امّا ھر روزه حوادثی رخ می دھد کھ خلاف آن را اثبات می کند . جرج اخیراً می گفت : امروز ، بھ زور می توانم با در آمدی کھ روزی ، رؤیایش را داشتم ، یک زندگی بخور و نمیر داشتھ باشم . جرج تا ھمین پارسال کار می کرد . او در کارش بسیار ماھر بود _ یک مدیر بازاریابی کھ سالانھ بیش IBM ، برای شرکت مشھور در زمینھ استخدام مادام العمر_ _IBM از 000,70 دلار در آمد داشت . کار برای باعث شده بود جرج خیال کند کھ برای تمام عمر ، کاری دارد . امّا این روزھا ، جرج در یک اخراج IBM شرکت تولیدی کوچک مشغول بھ کار است . او بھ ھمراه 000,60 کارمند دیگر از شد و پس از ھشت ماه بھ دنبال کار گشتن ، سرانجام در ایالتی دیگر ، در یک کار فروشندگی با درآمدی کمی کمتر از 000,48 دلار در سال ، مشغول بھ کار شد .

نگاھی بھ تیتر اول این مجلات معروف بیندازید :
اخیراً این پرسش روی جلد مجلّھ تایم نقش بستھ بود : چھ بلایی بر سر مشاغل بزرگ آمریکایی آمده است ؟
و روی جلد مجلّھ فورچون ھم آمده بود : بیکار ! بیکاران امروزی ، مسن تر و تحصیل کرده تر از گذشتھ ھستند ، و در کنار خیابان ھا مدت مدیدی در انتظارند . و مجلھ یو.اس . نیوزاَندورُلد ریپورت ھم نوشتھ بود : حرفة من کجا رفت ؟ مرثیة کارمندی دھة 90 درسال 1993 در آمریکای شمالی ، بیش از 000,700 فرصت شغلی نابود شدند . ھم اکنون در ایالات متحده ، روزانھ بیش از 3100 فرصت شغلی را از دست می دھیم ! در واقع ، 47 درصد از شرکت ھایی کھ در سال 1980 ، لیست فورچون 500 را تشکیل می دادند ، امروز دیگر فعال نیستند . این امر بیانگر از بین رفتن بیش از 4 میلیون فرصت شغلی است .
پل زین پلیزر ، اقتصاددان برجستھ و مؤلّف کتاب ثروت بیکران ، ادعا می کند کھ آمریکایی ھا تا سال 2000 با بیست درصد ، بیکاری روبرو خواھند شد .
اما فقط آمریکایی ھا نیستند ، این یک پدیده جھانی است . بھ عنوان مثال در ژاپن ، کھ استخدام مادام العمر با فرھنگشان گره خورده است ، شرکت سونی ، پیشتاز جھانی صنایع الکترونیک ، 20 درصد از نیروی کار خود را اخراج کرده است . فرقی نمی کند کھ در چھ کشوری باشید . مسلّم اً دیگر ، داشتند یک شغل ، آن چیزی نیست کھ در گذشتھ ، تصور می شد .
بھ علاوه ، تاکنون کسی با معاملھ کردن زمانش در برابر پول ، بھ امنیت مالی نرسیده و از سوی دیگر استقلال بسیار کمتری را نیز تجربھ کرده است . با کار کردن برای یک نفر دیگر ، حداکثر از 25 درصد ارزش واقعی تان بھره مند می شوید .
راستی ، اگر پول می خواھید ، چرا بیزینس کوچک خودتان را بنا نمی کنید و رئیس خودتان نمی شوید ؟ اینجا دلیلش را می آوریم :
80 درصد از ھمة بیزینس ھای کوچک در ھمان دو سال اول ، ورشکست می شوند . -
80 درصد از آنھایی کھ باقی مانده اند ، نمی توانند سال پنجم را پشت سر بگذارند . -
- و 80 درصد از آنھایی ھم کھ از پس این امر برآمده اند ، نمی توانند جشن دھمین سالگرد تأسیس شان را برگزار کنند . تصور بکنید ، شما تاکنون با چند شرکت ده سالھ ، داد و ستد کرده اید ؟ ھزینھ اوّلیھ برای شروع بیزینس کوچکتان ، سرسام آور است . حتی برای معمولی ترین شرکت ھا نیز باید خانھ تان را رھن بگذارید ، از ھر کسی کھ می شناسید ، قرض بگیرید و اعتبار مالی خود را بھ خطر بیندازید ، فقط بھ این دلیل کھ می خواھید بخت خود را امتحان کنید . این واقعاً قمار است کھ در یک بازی از ھر 125 تا ، یکی برند شود !
وقتی صاحب بیزینس خودتان ھستید ، فرقی نمی کند چند ساعت کار کنید ، شما 24 ساعتھ صاحب آن بیزینس ھستید . اکثر صاحبان بیزینس ھای کوچک ، بھ طور متوسط حداقل 6 روز در ھفتھ ، روزی 14 الی 16 ساعت کار می کنند . در واقع ، اکثر کارآفرینان ، صاحب بیزینس خودشان نیستند . بلکھ بیزینسشان صاحب آنھا است ! و ھمان طور کھ مایکل گربر مؤلف کتاب افسانھ الکترونیک اشاره می کند ، اکثر صاحبان بیزینس ھای کوچک در واقع فقط صاحبان مشاغل خود ھستند ! خوب کھ این طور ، خریدن امتیاز نمایندگی چطور است ؟ اعطای امتیاز نمایندگی ، ایدۀ ھوشمندانھ ای بھ نظر می رسد .
امتیاز نمایندگی با فراھم کردن یک سیستم بیزینسِ از پیش امتحان شده و قابل تکثیر _ معمولاً با محصول و یک نام تجاری شناختھ شده و مورد اعتماد مردم _ خطر ورشکستگی شما را در شروع بیزینستان بھ طور چشمگیری کاھش می دھد . شما برای ورود ، تنھا یک امتیاز می خرید و شروع بھ کار می کنید . امتیاز ھا ، بھ بیزینس ھای آماده بھ کار معروفند . چرا کھ از لحاظ تئوری ، شما پولتان را می پردازید ، داخل می شوید ، استارت می زنید و در بزرگراه موفقیتِ بیزینس ھای کوچک بھ پیش می روید .
امتیازھا امروزه بیش از 35 درصد از خرده فروشیِ ھمھ کالاھا و خدمات را در آمریکا – کھ بالغ بر 800 میلیارد دلار است – بھ خود اختصاص داده اند !
یک حق امتیازِ نسبتاً شناختھ شده ، برای شروع ، حدود 000,85 دلار ھزینھ دارد ، کھ البتھ ھزینھ ھای مکان ، نیروی انسانی و تجھیزات ، بھ حساب آورده نشده است . از این گذشتھ ، یک نمایندۀ فروش ( خریدار امتیاز ) تا زمانی کھ صاحب بیزینس است ( چھ سود آور باشد ، چھ نباشد ) باید درصدی از فروشش را بھ شرکت صاحب امتیاز بپردازد .
تقریباً یک سوم از ھمة گردانندگان نمایندگی ھا ورشکست می شوند ، یک سوم از آنھا ، سربھ سر می کنند و یک سوم ھم سود می کنند . اینجا ھم ، احتمال موفقیت ، بسیار بیشتر از برنده شدن در بخت آزمایی است . اما خوب ، یک بلیت 000,100 دلاری باید چیز مطمئن تری باشد ، نھ این کھ تازه یک شانس 1 بھ 3 . چیزی کھ مردم واقعاً می خواھند راھی است کھ بتوانند بھترین دانشگاه و حرفھ ، مالکیت بیزینس ھای کوچک ، امتیازھای نمایندگی ، و بلھ ، کمی ھم خوش شانسی داشتھ باشند .
چھ می شد اگر راھی وجود داشت ......
.... کھ شما از طریق یک کار حرفھ ایِ مطمئن ، کسب درآمد می کردید . کاری کھ :
- پول شروع کردنش را داشتید.....
- امکان ھدایت و کنترل خلاقانة فعالیت ھا را بھ شما می داد .....
- فرصتی برایتان پیش می آورد کھ رئیس خودتان باشید .......
- بھ شما این امکان را می داد ، کھ خودتان تعیین کنید پاره وقت یا تمام وقت ، کی ، کجا ، بھ چھ روشی و با چھ افرادی کار کنید ......
- در ضمن ، شما را آموزش داده و تربیت می کرد ......
- مبتنی بر یک نظام قابل تکثیر بوده و پیشاپیش امتحانش را در مورد دھھا ھزار نفر افراد عادی، پس داده بود ....
- در آن می توانستید ، بھ راستی ھر آنچھ را کھ واقعاً شایستگی اش را داشتید ، بھ دست آورید..
- دستیابی بھ موفقیت ھای چشمگیر بھ راستی برایتان میسّر بود .
وچھ می شد اگر این فرصت شغلی برای ھمھ فراھم بود ؟چھ می شد اگر سن ، جنسیت ، تحصیلات ، نژاد ، مذھب ، پیشینة خانوادگی ، سرمایة راه اندازی و موفقیت ھا و شکست ھای گذشتھ تان ، اصلاً اھمیتی نداشت ؟
و چھ می شد اگر می توانستید بھ سریع ترین و قدرتمند ترین دستاورد اقتصادی در تاریخ اقتصاد آزاد بپیوندید ؟ - انقلاب بیزینس خانگی . در سال 1993 ، بیزینس ھای خانگی در آمریکا ، 5/382 میلیارد دلار در آمد داشتھ اند . امروزه در آمریکا ، 35 میلیون بیزینس خانگی وجود دارد 44 ، ، و ھر 11 ثانیھ ھم ، یکی اضافھ می شود ! کارشناسان پیش بینی می کنند تا سال 1995 درصد از ھمة خانواده ھای آمریکایی ، یک دفترِ کارِ خانگی خواھند داشت .
وچھ می شد اگر شما ھم جزئی از آن بودید ؟ چھ می شد اگر حرفھ ای وجود داشت کھ پیشرفت و ارتقاء در آن بر اساس کمک بھ دیگران بنا شده بود ؟
بھ جای این کھ پا روی گردۀ دیگران بگذارید تا در رقابت ھای بی رحمانھ و زد و بندھای اداری جلو بیفتید و با چنگ و دندان از ھرم سازمانی بالا بروید ، چھ می شد اگر ھر چھ بیشتر بھ دیگران در راه رسیدن بھ پول ، ترفیع و شھرت ، کمک می کردید ، خودتان ھم از این مزایا ، بیشتر بھره مند می شدید ؟ و چھ می شد اگر سرانجام می توانستید ھر اندازه کھ واقعاً ارزش دارید ، در آمد داشتھ باشید ؟
چھ می شد اگر برایتان واقعاً امکان داشت کھ بھ صورت پاره وقت ، ماھانھ 300 تا 500 یا ، تا 1000 دلار و یا بھ صورت تمام وقت ، ماھانھ 300 تا 5000 دلار و حتی بیشتر ، در آمد داشتید ؟
آیا 000,12 دلار اضافھ بر درآمد در یک سال ، برایتان جذاب نیست ؟ دو یا سھ برابر کردن در آمد کنونی تان چطور ؟ چھ می شد اگر افراد موفق در این حرفھ ، ماھیانھ 000,10 و یا 000,30 دلار بھ خانھ می آوردند ، و بعضی از آنھا بسیار بسیار بیشتر ؟
آیا ھیچ کدام از این ھا نظر شما را جلب نکرده است ؟
اگر ھمة آنچھ تاکنون خواندید ، حقیقی ، قانونی و عملی باشد و افرادی دقیقاً ھم ردیف شما ، این کار را قبلاً انجام داده و نتیجھ گرفتھ باشند – یعنی این کھ دلیل محکمی وجود داشتھ باشد کھ این کار ، انجام شدنی است و حتی ، الآن ھم کھ در حال خواندن این کتاب ھستید ، در حال انجام است – آیا آنگاه مایلید نگاه دقیقتری بھ آن بیندازیم ؟
خوب ، ھر آنچھ تاکنون خواندید ، حقیقی و واقعی است ، و ھمانطور کھ میلیون ھا انسان در سراسر دنیا در می یابند ، فروش از طریق بازاریابی شبکھ ای می تواند کلید کسب درآمدی باشد کھ سزاوارش ھستید و سبک زندگی ای را برایتان فراھم کند کھ ھمواره رؤیایش را داشتید ، بھ علاوۀ خیلی چیزھای دیگر .
حرفة فروش از طریق بازاریابی شبکھ ای ابتدا بیایید ببینم چھ چیزی بازاریابی شبکھ ای نیست .
بازاریابی شبکھ ای ، یک طرح ھرمیِ غیر قانونی نیست .
در واقع ، ھیچ سازمان ھرمی شکلی ذاتاً غیر قانونی یا غیر اخلاقی نیست . دکتر کارل دین بلاک دلیل این نکتھ را اینگونھ بیان می کند : ... ھر سازمان توزیع کنندۀ محصولات یا خدمات ، زمانی کھ از اندازۀ خاصی بزرگتر شود ، ناگریز بھ شکل یک ھرم در می آید ، ھرمی با سطوح متعدد کھ ھرچھ بھ سمت پایین می روید ، بزرگتر می شود .
تفویض اختیار ، باعث ایجاد یک ھرم چند سطحی می شود . دولت ما نیز یک ھرم چند سطحی است . مدارس و کلیساھا نیز اینچنین ھستند . تمامی بیزینس ھای موفق ، بھ علّت توزیع محصولات و خدمات ، نھایتاً شکل یک ھرم چند سطحی را بھ خود می گیرند .
دکتر بلاک ، در ادامھ خاطر نشان می کند کھ موضوع (( ھرم )) از اھمیت بسزایی برخوردار است : دولت ما ، خدمات را بھ سمت پایین ھرم توزیع می کند و ما نیز در عوض ، از پایین و با آراء خود ، بھ دولت ، قدرت و اختیار می دھیم . شرکت ھای بازاریابی ، محصولات را بھ سمت پایین ھرم توزیع می کنند و ما نیز از پایین و با دلارھایمان بھ آنھا قدرت می دھیم . بنابراین ، ھرم ھا یک جریان دو سویھ را ایجاد می کنند : نخست بھ سمت پایین ، سپس بھ سمت بالا . ارزش بھ سمت پایین ھرم و در عوض ، قدرت بھ سمت بالا جریان می یابد . اگر جریان ارزش بھ سمت پایین ، متوقف شود ، جریان قدرت نیز ( بھ شکل آراء و دلارھا ) بھ سمت بالا متوقف شده ، سیستم ، متلاشی می شود . نمونھ ای از یک طرح ھرمیِ غیر قانونی ، طرح پونزی است ؛ یک چرخة گردش پول کھ بر اساس دزدیدن پول از یکی و پرداختن آن بھ دیگری است .
نمونھ ای از یک طرح ھرمیِ قانونی ، طرح تأمین اجتماعی است . پول افرادی کھ اکنون ، وارد می شوند بھ کسانی پرداخت می شود کھ در گذشتھ از آنھا پول گرفتھ شده است . در ھر دو مورد ، تا زمانی کھ جریان پول بھ درون سیستم ادامھ داشتھ باشد ، باز پرداخت آن ھم میسّر خواھد بود . امّا زمانی کھ جریان در آمد سیستم ، متوقف شود ، خروجی سیستم نیز متوقف می شود و از آن بھ بعد ، افراد ضرر می کنند . اما بازاریابی شبکھ ای شبیھ ھیچ کدام از این ھا نیست.
این مبحث همچنان ادامه دارد با ما باشید تا چند روز آینده با بهترین مطالب کسب درامد در خدمت شما خواهیم بود.
نوشته شده بدست محمد در تاریخ 28 اسفند 1395 ، 0 دیدگاه